blog*spot
get rid of this ad | advertise here
-->

 

 


از تو تصویر فاحشه ای می سازم
که سردش است
و زیر من
حتی
طاقت یک حرف عاشقانه را نمی آورد
آخر کلاغها من را در جای جای تنت تکرار می کنند.


۲۶ فروردين ۸۳



پسرک روزنامه فروش سر نبش خيابان داد می زند: حراجش کردم. کردمش ده سنت... آهای حرامزاده های مادر قحبه. تخم سگهای آشغال...


امتحان نهايي - خوليو کورتاسار





        باد     ...     آتش